پیتزا کارتل چیست؟ داستان یک برند پیتزای متفاوت#
هر برند پیتزا یک منو دارد؛ اما Pizza Cartel یک پرونده باز میکند. پروندهای مخصوص کسانی که از پیتزای معمولی، طعمهای تکراری و انتخابهای بیهیجان خسته شدهاند.
داستان پیتزا کارتل از کجا شروع شد؟#
داستان از اینجا شروع شد که من، دوستم، دوستِ دوستم و خلاصه یک تیم گرسنهی سختپسند، تقریباً هر آخر هفته برای غذا خوردن جلسه رسمی تشکیل میدادیم. نه شوخی میکنم، واقعاً در حد پرسشنامه بود:
کجا بریم؟ چی بخوریم؟ پیتزا؟ برگر؟ رستوران جدید؟ همون جای قبلی؟
آخرش هم معمولاً بعد از کلی بحث، تحلیل، بررسی و گاهی حتی کمک گرفتن از شانس و سکه، یکی از رستورانها را انتخاب میکردیم. حالا شاید بپرسید: «خب چرا انقدر سخت میگرفتید؟ یک جا میرفتید دیگه!»
جواب سادهست:
ما به شکم، طعم و کیفیت غذا بیش از حد معمول اهمیت میدیم. برای همین هم به طور طبیعی آدمهای سختگیری در انتخاب غذا هستیم. مخصوصاً وقتی پای پیتزا وسط باشد، دیگر ماجرا جدیتر میشود.
حالا بریم سراغ اصل پرونده؛ یعنی تولد پیتزا کارتل.
یک روز بهاری بود که دوستم گفت:
«واقعاً طعمها برام تکراری شده. قیمتها هم مثل قبل نیستن و انگار داریم کمکم از سهم پیتزا و رستوران رفتنمون محروم میشیم.»
این جمله برای ما فقط یک غر ساده نبود؛ یک جرقه بود. چون از قبل میدانستیم هر دو به طعم، مواد اولیه و ترکیب درست غذا حساسیم. از طرفی فر داشتیم، دستی در آشپزی داشتیم، فنیکار بودیم، مهندس بودیم و خب… فقط مانده بود تصمیم بگیریم از کی شروع کنیم.
البته قبل از اینکه ماجرا وارد فاز جدی و فنی شود، چندین هفته آزمون و خطا، تلاش، خرابکاری، شببیداری و تستهای پیدرپی داشتیم تا فقط به یک چیز برسیم:
خمیر نیویورکی مورد علاقه و مورد تأیید خودمان.
«چرا خمیر نیویورکی؟»#
جواب اول: چون به خودمون مربوطه. 😁
جواب جدیتر: چون خمیر نیویورکی برای ما یک نقطه تعادل جذاب بود؛ چیزی بین پیتزای ناپولیتن و پیتزای دهه شصتی خودمان. یعنی هم از پف، تردی و سبک بودنش لذت میبری، هم حجم، کراست و آن حس سیرکنندهی پیتزای واقعی را داری. دقیقاً همان چیزی که دنبالش بودیم.
اسم Pizza Cartel از کجا آمد؟#
در مورد اسم Pizza Cartel هم راستش نیاز به توضیح زیادی نیست. طرفداران سریال Breaking Bad احتمالاً سریعتر متوجه میشوند که چقدر از فضای این سریال الهام گرفتیم. البته اینجا خبری از چیزهای مشکوک نیست؛ فقط پیتزا، خمیر، پنیر، تاپینگ و یک پروندهی کاملاً خوراکی در جریان است.
تاپینگها و طعمهای پیتزا کارتل#
بعد رسیدیم به بخش حساستر: تاپینگها و ترکیب طعمها.
اینجا دیگه شوخی نداشتیم. بهطور قاطعانه میتونیم بگیم برای هر آیتم منو ساعتها فکر، تست و تغییر انجام شده. چون اعضای کارتل لایق یک پیتزای معمولی نیستند. از نون سیر هکتور سالامانکا گرفته تا آیتمهایی با الهام از دون آلادیو و گوستاو فرینگ، هر کدام قرار بود شخصیت، طعم و امضای خودش را داشته باشد.
ما نمیخواستیم فقط یک پیتزا درست کنیم که رویش چند مدل مواد ریخته شده. میخواستیم هر پیتزا یک حس داشته باشد؛ یک شخصیت، یک داستان و یک دلیل برای دوباره سفارش دادن.
حالا میرسیم به سؤال اصلی:
چرا پیتزا کارتل، آره؛ بقیه نه؟#
یکی از دغدغههای اصلی ما در سفارش غذا همیشه این بود:
غذا یا دیر میرسید، یا سرد میرسید، یا وقتی میرسید دیگر آن هیجان اولیه را نداشت.
من خودم همیشه از این موضوع ناراضی بودم. چون وقتی آدم گرسنه است، زمان برایش معنی ندارد. هر دقیقه انتظار بیشتر، میتواند یک پروندهی خوشمزه را تبدیل کند به یک پروندهی اعصابخردکن.
برای همین در پیتزا کارتل یکی از مهمترین هدفهای ما این است که سفارش در کوتاهترین زمان ممکن آماده شود و تا جای ممکن داغ، تازه و با همان کیفیتی که باید، به دست مشتری برسد.
چون ما فقط یک پیتزای معمولی نمیدیم.
این پیتزا قرار است برای اعضای کارتل باشد؛ برای کسانی که از معمولی بودن خسته شدهاند، طعمهای تکراری را پس زدهاند و دنبال یک تجربه جدید، خوشمزه و متفاوت هستند.
پس اگر تو هم از آن آدمهایی هستی که انتخاب غذا برایت جدی است، به طعم اهمیت میدهی، از پیتزای بیروح خستهای و دنبال یک تجربه تازه میگردی، احتمالاً وقتش رسیده وارد کارتل شوی.
اینجا پیتزا معمولی سرو نمیشه!!!
